عشق قربانی



درعشق تو سرگشته در صحــرای حیرانی منم

دیوانه ی تنــهـا نشـین با چـشــم ـبارانی مـنـم

بی اعـتـنـــا بر حال مـن آن ساحـل زیـبـا تـویـی

مـوج نشـستـه در  دل دری ای طــوفـانی مـنـم

د رحسـرت دیـدار ت و خـون جگــر ها خـورده ام

یاری کـه آن را عاشــق دیـوانه می خوانی منـم

از آسمــان دل کنـدم و در دام تو گشـتـم اسیــر

آن  مـرغ بی بـال و پـر و تـنــهـا و زنـدانی مـنــم

هی نه شنـیدم از تو و هی بی وفـایی دیـده ام

آن عـاشـقی که ذرّه ای قدرش نمی دانی منـم

از آتـش ســوزان عشــق دل  ذرّه  ذرّه  آب شــد

قلبی که ازدست توسوخت درسینه پنهانی منم

از خواهـش چشمـان مـن بـاور نکــردی حرف دل

عشقی که پیش پای خود،کردی تو قربانی منـم


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها