درپیله ی معشوق



از عشـق زیبایان ایـن سامـان ، تنــهـا غـم و بیـداد دیـدم من

چـون عـاشـق افـسـانه هـای دور ، ویـران دل آبـاد دیـدم مـن

با آنـکـه نـه هـم خانه ی مجنـون ، نه مونـس فرهــادها بـودم

هـم نـاله ی مجنـون شنـیدم هـم ، خون دل فرهـاد دیدم من

در عـالـم رؤیـای تلـخ خـویش ، بـا عاشقـان هم داستـان بودم

چشمانشان راچشمه ای خونین ، دلهایشان ناشاد دیدم من

تا لحظه های آخرین بودن ،زنزدیک معـشوقـان به جبـر عشق

دل محـو افسـون های بی پایان ،ز دنیای خود بر بـاد دیـدم من

دلتنگی و حسرت نصیـبم شد،در پیلــه ی معشوق چون بـودم

چـون پـاره کــردم پـیلـه اش خـود را ،پـروانـه ای آزاد دیـدم مـن

در عمــق اقیـانـوس درد مـن ، انـدوه عـا شق هاست مـرواریـد

دردرس عشق و رسـم دلداری ، خود را فقــط استـاد دیـدم من


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها